هننننننننننننننننننگیدم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
همه این روزای اخری می شینن درس می خونن اما من ؟
هنگ کردم اساسی !
دیروز پا شدم رفتم استخر و سونا وای چه فازی داشت به اندازه ۲ هفته خندیدیم
امروزم رفتم با دوستم بیرون یه همبرگری هم خوردیم جاتون خالی !
یه هفته ای هم میشه که ۵ صبح می ریم پیاده روی بعد بدمینتون بازی می کنم (به رسم سابق ) بازم با همون دوستم
بعدش مثله دخترای خوب نون سنگک می گیریم با هم صبحانه می خوریم بازم خونه ی اون دوستم چون در مسیر بازگشت از پارک خونه اونا نزدیک تره کلی اینکه :
من قاطی کردم بد رقم!
دیگه کارم از گریه گذشته است من به این می خندم
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت
8:50 PM توسط .::یه کنکوری شاد ::. |
کجایی دنیای شیرین من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از گذشته ها چه مي ماند ؟ هيچ! از ان همه بي قراري شاد کودکانه چه باقي مي ماند ؟ دلم مي خواهد به گذسته برگردم . به گذشته هاي دور روزگاري که گذشت زمان را احساسا نمکردم . روزگاري که بي بهانه لبخند ميزدم و شاد بودم و هيچ غم و اندوهي در دلم جاي نداشت روزگار کودکی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت
11:1 PM توسط .::یه کنکوری شاد ::. |
واست گل اوردم شاید که بیای
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت
7:5 PM توسط .::یه کنکوری شاد ::. |
استراححححححححححححححححححححححححححت
سلام الان من توی سایت کتابخونمونم حوصلم سر رفته بود یعنی در واقع بعد ۴ ساعت شیمی خوندن مخم هنگیده بود گفتم بیام یه استراحت یه ربه ای بکنم
می دونید تو این فکرم که یه نامه ی تشکر بنویسم و از مدیر کتابخونمون تشکر کنم و بدم همه خواهر برادرای تو کتابخونمونم امضاش کنن بعد بفرتیمش شهرداری تا قدر مدیر خوب ما رو بدونن و اینقده بهش فشار نیارناخه واسه ما شیفت شب گذاشته بوفه گذاشته که یه اتاق بزرگ با میز و صندلی فقطم واسه دختراس (حال پسرا رو بد جور گرفته شد) روزای جمعه به خاطر ما کنکوری ها کتا بخونه رو وا کرده مدیر ازین بهتر می خواستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی واسم دعا که می کنید ؟؟؟؟
دوستون دارم از ته قلب میاین پیشم خوشحال می شم
مرسی مهندس
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت
12:20 PM توسط .::یه کنکوری شاد ::. |
همیشه در التهاب انم که بدانم تا مقصد چقدر فاصله است؟؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت
10:49 PM توسط .::یه کنکوری شاد ::. |